تبلیغات
بهترین سایت تفریحی-كتب تخصصی پزشكی-دانلود-موسیقی - مطالب مطالب اموزنده-درسهای زندگی

بهترین سایت تفریحی-كتب تخصصی پزشكی-دانلود-موسیقی

كتابهای تخصصی پزشكی-نرم افزارهای پزشكی-كتابهای پرستاری و مامایی-عكس هنر پیشه ها-عكسهای دیدنی-فیلهای جدید-موسیقی های جدید-جوك و ا

معجزه عدد 19 در قرآن
یكی از معجزات ریاضی قرآن كریم، شیوه ای است كه در آن رقم 19 با شیوه عدد شناسی در آیات به رمز در آورده شده است. این رقم در آیه 30 سوره مدثر مورد تاكید قرار گرفته است:
«بر آن آتش نوزده تن موكلند.» و همچنین در آیات مختلف قران نیز رمزگذاری شده است.
كه در ادامه به آنها اشاره شده است.
    

بوشهرنیوز:یكی از معجزات ریاضی قرآن كریم، شیوه ای است كه در آن رقم 19 با شیوه عدد شناسی در آیات به رمز در آورده شده است. این رقم در آیه 30 سوره مدثر مورد تاكید قرار گرفته است: «بر آن آتش نوزده تن موكلند.» و همچنین در آیات مختلف قران نیز رمزگذاری شده است. كه در ادامه به آنها اشاره شده است.

- بسم الله الرحمن الرحیم از 19 حرف تشكیل شده است.
- قرآن كریم از 114 سوره تشكیل یافته است.(6*19)
- سوره علق اولین سوره وحی شده بر پیامبر (ص) (سوره نود و ششم قرآن كریم)، اولین آیات وحی شده بر پیامبر پنج آیه اول سوره نود و ششم می باشند و مجموع كل واژه ها در این آیات شامل 19 واژه می باشد. واز نظر روانشناسی یك حرف است، نه یك واژه؛ همچنین حرف «ب» (باسم) در واژه گنجانده نمی شود و بدین ترتیب به حساب نمی آید.همانطور كه می بینید، پنج آیه اول از 19 حرف تشكیل شده است.

- سوره علق از 19 آیه و 285 (5*19) حرف تشكیل یافته است.

- سوره نصر، آخرین سوره وحی شده، 19 واژه را در بر دارد.

- اولین آیه سوره نصر كه از امدادی كه در آینده صورت خواهد گرفت سخن می گوید ( شامل 19 حرف می باشد.)

- قرآن مجید شامل 114 بسم الله الرحمن الرحیم می باشد، یعنی 6*19.

- از میان 114 سوره قرآن 113 سوره با بسم الله آغاز می شود. تنها سوره ای كه بسم الله ندارد، سوره توبه می باشد، و سوره نمل هم كه شامل دو بسم الله می باشد، اولین بسم الله در ابتدای سوره و دومین آن، آیه 30 می باشد. از سوره توبه به بعد كه با بسم الله شروع نمی شود، سوره نمل در نوزدهمین سوره بعد از آن قرار دارد.

بقیه درز ادامه مطلب

ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب اموزنده-درسهای زندگی،  دانستنیهای علمی، 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
خواسته های زن بعد از رابطه جنسی (زناشویی)

1. درآغوش گرفتن: تقریبا" همه خانمها دوست دارند که بعد از سکس، توسط مرد درآغوش گرفته و نوازش شوند. در آغوش گرفتن و حلقه کردن دستها بدور زن و نوازش او احساس بسیار خوبی به زن میبخشد. حتی اگر بسیار خسته شده اید و دیگر انرژی برای ادامه دادن ندارید، دستهایتان را بدور او حلقه کرده چند کلمه محبت آمیز به او بگویید و بعد بخوابید!

1. درآغوش گرفتن: تقریبا" همه خانمها دوست دارند که بعد از سکس، توسط مرد درآغوش گرفته و نوازش شوند. در آغوش گرفتن و حلقه کردن دستها بدور زن و نوازش او احساس بسیار خوبی به زن میبخشد. حتی اگر بسیار خسته شده اید و دیگر انرژی برای ادامه دادن ندارید، دستهایتان را بدور او حلقه کرده چند کلمه محبت آمیز به او بگویید و بعد بخوابید!

. صحبت کردن: هر چند اکثر مردها بدنبال سکس خسته شده و یارای انجام هیچکاری را ندارند ولی گروهی از زنها دوست دارند که بعد از سکس کمی صحبت کنند. در این مواقع فقط باید گوش خود را به او بسپارید! اگر خوش شانس باشید او به شرح آنچه گذشت و احساسش از سکس با شما می پردازد. اما مواظب باشید که در بین صحبتهای او صدای خوروپف شما بلند نشود!3. گاهی ممکن است زن همچنان برای انجام یک عمل جنسی دیگر برای بار دوم اشتیاق داشته باشد. در این حالت اگر شما هم آمادگی دارید بهتر است او کمی با آلت شما بازی کند تا برای سکس دوم تحریک شوید. اما اگر به دلیل سن بالا یا هر علت دیگری قادر به ادامه نیستید، برای او توضیح دهید که شما اکنون توانایی انجام سکس مجدد را ندارید و برای اینکه بتوانید اینکار را بخوبی انجام دهید باید کمی استراحت کنید تا دوباره سرحال شوید. همه مردها بعد از ارگاسم دوست دارند کمی بخوابند، این امر کاملا" طبیعی است؛ ولی به شریک جنسیتان هم توجه داشته باشید و اجازه دهید او در کنار شما باشد، تا این تصور پیش نیاید که شما فقط به فکر خودتان هستید.

4. بوسیدن قبل، حین و بعد از ارتباط جنسی رو هم از خاطر نبرید/



طبقه بندی: مطالب اموزنده-درسهای زندگی، 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
موفقیت و شادكامی در ازدواج - برای همسران جوان

برای همسران جوان

 

   برای موفقیت و شادكامی در ازدواج نمی‌توان راهنمایی‌های مخصوصی را در نظر گرفت، با این وجود این پیشنهادات لازم و ضروری به نظر می‌رسد.

 

1- قاعده طلایی اول: همسر خود را گرامی بدارید. ازدواج یعنی اعلان استقلال، هنگامی كه ازدواج می‌كنید قول می‌دهید كه در مشقت و راحتی، فقر و ثروت و سلامتی همسر خود را دوست و گرامی بدارید. عشق شما به یكدیگر بر پایه زندگی زناشویی استوار می‌باشد. لذت عاشق سرور و خوشحالی معشوق است. همسر خود را گرامی بدارید و عقد ازدواج را محكم كنید. زن و شوهر با طناب بسیار محكمی به هم متصل هستند. رشته‌های بسیاری این طناب را به وجود می‌آورند كه از همه مهم‌تر رشته عشق و علاقه‌ای است كه نسبت به یكدیگر ابراز می‌دارند. رشته‌های دیگری چون رشته علایق مشترك، تجربیات مشترك، وفاداری مشترك و تشریك مساعی در زندگی لازم است. هر چه رشته‌های این طناب محكم تر باشند، ازدواج نیز باثبات‌تر خواهد بود. پس رشته‌هایی درست كنید كه هرگز گسیخته نشوند.

 

2- قاعده طلایی دوم: وقتی ازدواج می‌كنید با همسر خود چون یك روح در دو جسم باشید. پس از ازدواج به والدین خود متكی نباشید، بلكه باید با زن خود روح جدیدی را به وجود آورید. به پدر و مادر خود احترام بگذارید. خانواده‌ای جدا بسازید و شانس موفقیت زیادی در زندگی به وجود آورید.

 

3- قاعده طلایی سوم: فن عشق‌ورزی را بیاموزید. هماهنگی سبب ایجاد علاقه زناشویی می‌شود. در روابط خود احساسات و عواطف را توام سازید. هر چه روابط شما هماهنگ‌تر باشد شانس موفقیت شما نیز بیشتر خواهد بود.

 

4- قاعده طلایی چهارم: خود را برای پدر و مادر شدن آماده كنید. درباره حقایق مربوط به پدر شدن اطلاعات كسب كنید، سلامتی روحی و جسمی اطفال شما بستگی به دقت‌های اولیه شما دارد. هر چه توجه و دقت شما بیشتر باشد سلامتی آنها بهتر تامین می‌شود برای آنها زمینه مستعدی تهیه كرده و مقدمه خوبی برای زندگی آنها به وجود آورید.

محیط خانواده، بهترین مكان برای تربیت كودك است. كودكانی كه عضو خانواده‌های مهربان و فداكار هستند از نظر روحی بهتر تربیت می‌شوند. بهترین آمادگی جهت پدر و مادر شدن، ازدواج حقیقی است.

 

5- قاعده طلایی پنجم: در زندگی زناشویی بردبار و صبور باشید! هرگاه بخواهید به تنهایی حركت كنید هر كجا بخواهید قدم می‌گذارید ولی هنگامی كه با یك نفر دیگر هستید قدم‌های شما باید با او هماهنگ باشد.. در ابتدای كار ممكن است پای یكدیگر را لگد كنید ولی سپس تجربه‌ كسب می‌كنید كه چگونه خود را با یكدیگر هماهنگ سازید. در ازدواج نیز برای ایجاد هماهنگی جسمی و روحی گذشت زمان لازم است، برای موفق شدن باید صبور و بردبار باشید.

خویشاوندان زن و شوهر نیز باید صبور باشند و برای ایجاد چنین صبر و شكیبایی گذشت زمان لازم است، وقتی كه دختری عاشق پسری می‌شود نمی‌تواند الزاما مادر او را یا پدرش را دوست بدارد.

عروس و داماد نمی‌توانند خیلی سریع با زندگی داخلی همسرشان پیوستگی ایجاد كنند! برای حل و فصل این موضوع زمان برای درك، فهم و شعور لازم است.

 

6- قاعده طلایی ششم: ریشه ازدواج خود را محكم سازید! به زندگی زناشویی مانند گیاه باید توجه كرد، به خصوص زمانی كه هنوز تازه و نورس است ریشه آن را باید با اندیشه مشترك، دقت و توجه، مهر و محبت و بالاخره حس‌ تفاهم كه به منزله خورشید و باران هستند سیرآب و تقویت كرد. به یكدیگر ابراز علاقه كنید، به هر شكلی كه می‌توانید احساسات خود را به یكدیگر نشان دهید.

ممكن است عشق از گفتار عمیق‌تر باشد ولی گاهی با محبت نمایان می‌گردد. روابط زناشویی را پرورش داده و آن را برویانید. برای توجه به گیاه باید علف‌های هرز را چید..

هرگاه علف‌های هرز رشد و نمو كنند، گیاه مزبور پرورش نیافته و خشك می‌شود!

چنانچه علف‌های هرز را سریعا از بین ببریم، گیاه رشد كامل خود را به دست می‌آورد. در ازدواج نیز علف‌های هرز را به محض پیدایش از بین ببرید. بگذارید گیاه ازدواجتان آن طوری كه شایسته است، رشد و نمو نماید.

 

7- قاعده طلایی هفتم: در صورت لزوم با افراد مطلع مشورت كنید. مشورت درباره ازدواج به منزله هنر و علم اجتماعی ظهور كرده است.

پزشكان، صاحب‌نظران علوم اجتماعی، متخصصین تعلیم و تربیت و مشاوران ازدواج خود را برای چنین وظیفه اجتماعی آماده می‌سازند و مشاور مطلع به شما بصیرت و ادراك كافی داده و شما را از بیماری‌های زناشویی و اختلالات روانی كه ممكن است هیچ كدام از شما آگاهی و بینش بر منابع كشمكش‌های خود نداشته باشید آگاه می‌سازد زیرا علت بعضی از نارضایتی‌ها واضح و آشكار نمی‌باشد. ممكن است یك بحث جزئی مربوط و منوط به حسن عدم امنیت، آرزوی قدرت و محرومیت جنسی باشد.

اگر شما قادر به حل موضوع نباشید، مشاور شما آن را حل خواهد كرد. از دیگران راهنمایی بخواهید و بر شانس موفقیت خود در زندگی زناشویی‌تان بیفزایید.

 

8- قاعده طلایی هشتم: از قوانین هشتگانه طلایی پیروی كنید!

با همسر خود همان طور رفتار كنید كه میل دارید او با شما رفتار كند. از احساسات یكدیگر مطلع بوده و به احتیاجات دیگری توجه داشته باشید. ببخشید، همان طور كه میل دارید بخشیده شوید. از جسارت، اهانت و بی‌‌وفایی بپرهیزید!

طبقه بندی: مطالب اموزنده-درسهای زندگی، 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 23 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
جالب ترین دانستنی ها در مورد ساختار بدن ( از زبون شخص مهمی )

گفتگوی امام صادق (ع) با طبیب هندی

 

وقتی امام صادق ( علیه السلام ) به مجلس منصور ( لعنت الله علیه ) وارد شد طبیبی از اهل هند کتاب هایی از طب هندی را برای منصور ( لعنت الله علیه )  می خواند حضرت ساکت به گوشه ای نشست تا این که طبیب از خواندن کتاب فارغ شد و متوجه حضرت گردید ، پرسید این کیست ؟ گفتند : عالم آل محمد ( علیه السلام ) است.

 طبیب رفت پیش امام صادق ( علیه السلام ) و گفت : میل دارید آنچه پیش ماست بهره ای داشته باشید ؟

امام صادق ( علیه السلام )  فرمودند : نه .

طبیب گفت: چرا؟

امام صادق ( علیه السلام )  فرمودند : چون آنچه با من است بهتر از آنهاست که با تو می باشد .

طبیب گفت : با شما چیست؟

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : با من اینست که گرمی را با سردی و سردی را با گرمی و رطوبت را با خشکی و یبوست را با مرطوبی معالجه می کنم و نتیجه کار را به خدا باز می گذارم و آنچه را که رسول خدا فرموده به کار می بندم.

طبیب گفت: آن چیست ؟

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : (جدم رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرموده است : شکم خانه هر بیماری و پرهیز سر هر درمانست و بدن را از آنچه به آن معتاد شده محروم می سازد .)

طبیب گفت : مگر طب غیر از این هاست ؟

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : لابد گمان می کنی من اینها را از کتاب های طب آموخته ام ؟

 طبیب گفت : غیر از این گمان نمی برم.

 امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : نه به خدا قسم جز از خداوند از دیگری تعلیم نگرفته ام ، اکنون بگو از من تو کدام یک در فن طبابت دانا تریم ؟ طبیب گفت : چه عرض کنم ولی کار من طبابت است وشاید من عالم تر باشم. امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : اجازه می دهید چیز هایی از شما سئوال کنم.

طبیب گفت : بپرسید اگر بدانم جواب می گویم.

 امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا سر آدمی دارای مفصل ها است و یک پارچه نیست ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

 امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا پیشانی مانند روی سر از موی پوشیده نیست ؟ 

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا در پیشانی خطوط مختلفی نقش شده است ؟ 

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا ابرو بالای چشم قرار گرفته است ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا چشم را به شکل لوزی ساخته اند ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا بینی میان دو چشم قرار دارد ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند :چرا سوراخ بینی را به زیر آن قرار داده اند؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا لب آب خوره را روی دهان مقرر

داده اند ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا دندان جلو تیز است و دندان های آسیا پهن و انیاب دراز ؟ 

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا مرد ریش دارد ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا کف دست و پا مو ندارد ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا ناخن و مو روح ندارند؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا دل ( قلب ) صنوبری شکل است ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا ریه بدو قسمت ساخته شده و در جای خود متحرک است ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا کبد محدب است ؟ ( مانند کیسه لاستیکی آب )

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا کلیه مانند لوبیا ساخته شده است ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا درون کاسه زانو به سمت جلو است؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : چرا میان کف پا گود است و به زمین نمی چسبد ؟

طبیب گفت : نمی دانم.

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : ولی به فضل خداوند ، به حکمت همه این ها آگاهم.

طبیب گفت : بفرمایید استفاده کنم .

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : پس گوش کن.

سر را یک پارچه نیافرید ، بلکه از قطعات مختلف ترکیب نمود و شکافها برایش قرار داد تا صدا ، آن را نیازارد.

موی را بالای سر رویانید تا به وسیله ی آن روغن لازم به دماغ برسد و بخارات مغز خارج شود و در عین حال پوششی برای سرما و گرما باشد.

پیشانی را از موی عاری کرد تا چشم به وسیله ی آن نور بگیرد.

در پیشانی خطوط و نقوش رسم کرده تا از ریزش عرق به چشم ها مانع شود و هم چون نهرهایی روی زمین ، محل جریان آب می شود از پخش آن عرق مانع شود.

ابروان را بالای چشم ها قرار داد ، تا به قدر لزوم نور به چشم برسد و از افراط جلوگیری شود. زیادی نور ، چشم را اذیت می کند لذا در روشنی زیاد دست را برابر چشم می گیریم تا آسیب نبیند.

بینی را میان دو چشم قرار داد که نور را به دوقسمت مساوی تقسیم کند تا به طور اعتدال به چشم برسد.

چشم را لوزی شکل آفریده تا دارو های لازم که به وسیله میل استعمال می شود به آسانی وارد چشم شده و چرک و مرض به سهولت از آن به وسیله ی اشک خارج شود.

سوراخ بینی را در زیر آن قرار داد تا چرک های مغز از آن خارج و بو های خوش و لازم که بوسیله هوا متصاعد می گیرد از آن بالا رود. 

لب و آب خوره را روی دهان بنا کرد تا از ورود کثافات دماغ به دهان جلو گیری کند و خوراک را از آلودگی به آن نگهدارد.

دندان های جلو را تیز آفریده تا غذا را به وسیله ی آن پاره کنند ، آسیا را پهن نموده تا غذا به وسیله ی آن کوبید شود و نرم گردد ، انیاب را درازتر ساخته تا میان اضراس و اسنان چون ستونی استوار باشد.

ریش را برای مرد قرار داده تا محتاج به پوشیدن صورت نباشد و از زن به وسیله ی آن شناخته گردد.

کف دست از موی برهنه مانده تا اشیاء را به آن لمس کند و از قوۀ لامسه بهرۀ وافری داشته باشید.

موی و ناخن را روح نداد تا چیدن و بریدن آن تألمی ایجاد نکند.

دل را صنوبری شکل ( شکل میوه کاج ) آفریده تا در آویختگی خود نوک باریکش در ریه داخل شده از نسیم آن خنک شود و مغز سر از حرارت آن آسیب نبیند.

ریه را دو قطعه قرار داد تا قسمتی از قلب در تنگ نایی آن واقع شده و از حرکت آن نسیم بگیرد.

کبد را محدب آفرید تا معده ه سنگینی خود بر او فشار آورده بخارات مسموم از آن خارج شود.

کلیه را مانند لوبیا ساخته زیرا ( کلیه ) محل ریزش وقطرات معنی است که نقطه نقطه بر آن می چکد . اگر کروی یا چهار گوش بود نقطه ها با هم اتصال می یافت و هنگام خروج موجب التذاذ نمی گشت چه آن که منی از از فقرات پشت به سوی کلیه حرکت می کند و گاهی منقبض و گاهی منبسط شده منی را قطره قطره به سوی مثانه پرتاب می کند.

کاسه زانو را به سمت جلو در میانه پا قرار داده زیرا آدمی زاد به طور محاذی راه می رود و اگر غیر از آن بود راه رفتنش مشکل و حرکاتش نا موزون بود.

زیر قدم های پا را تهی کرده تا همه ی پا به زمین نچسبد زیرا اگر تمامش به زمین می چسبید مانند دسته هاونی بود که گرانیش باعث ناراحتی می شد و سنگ ریزه هر چند ریز و کوچک فشار سنگینی به کف پا وارد می کند و باعث درد فراوانی می شود. ( بر گرفته از کتاب طب الصادق ( علیه السلام ) )  



طبقه بندی: دانستنیهای پزشكی،  مطالب اموزنده-درسهای زندگی،  دانستنیهای علمی، 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 23 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
عشق یعنی این - ازدواج با دختری که سرطان دارد


بعد از ۵ روز کتی فوت کرد. اون اجازه نداد که بیماریش در زندگیش باعث از دست دادن امید یا ایمانش بشه. اون یک عروسی شگفت انگیز داشت. و اون عشق داشت و عشق میداد. ولی‌ عشق هیچوقت نمیمیر. و اینجور بود که کتی زننده�" سرطان شد(بر سرطان غلبه کرد).


طبقه بندی: مطالب اموزنده-درسهای زندگی، 
نوشته شده در تاريخ جمعه 21 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
پیامهایی آموزنده که در سریال یوسف می‏توان یافت

بی‏تردید اکثر هموطنان سریال یوسف نبی را از ابتدا دنبال کرده و یا اینکه حداقل چند قسمتی از آن را دیده‏اند. با توجه به این مطلب و همچنین با توجه به اینکه روزهای شنبه به هرکجا که می‏رفتم صحبت از آن بود، تصمیم گرفتم پستی را با این محتوا تقدیم خوانندگان محترم نمایم. از خوانندگان محترم تقاضا دارم در صورتیکه برداشتهایی مخالف و یا موافق دارند در آخر مطرح نمایند.

داستان سریال یوسف نبی با توجه به اینکه با دقت تمام بررسی و نوشته شده و مورد تایید بسیاری از افراد متخصص در زمینه داستان‏های قرآنی قرارگرفته، بهتر است فقط به دید یک سریال معمولی آنرا نبینیم. البته ناگفته نماند که این سریال نقاط ضعفی را نیز با خود به همراه دارد.

در این پست نکات آموزنده‏ای که می توان از این سریال استخراج نمود را تقدیمتان می‏نمایم.

۱ - هر انسانی ممکن‏الخطاست : یعقوب نبی با ترک اولی (در این پست توضیح داده شده)  فرزندش را سی و اندی سال از خود دور کرده و همچنین یوسف نبی نیز به قعر چاه افتاد.

۲ – خلوت نمودن مرد و زن، با هر درجه از اطمینان و خودنگهداری، اشتباه است : همانطور که دیدید یک زن، نه زنی مانند زنهای دیگر – آبرودار و از خانواده‏ای متمکن – بازهم اسیر میل نفس شد و زندگی و آبروی خود را تباه نمود.

۳ – حسادت، انسان عامی و فرزند نبی نمی‏شناسد : حسادت زندگی هر انسانی را به آتش کشیده و آبرو و اعتبار فرد را از بین می‏برد، همانطور که برادران یوسف با اینکه فرزندان پیامبر خدا بودند، از روی حسادت آبرو و اعتبار خود را از دست دادند.

۴ – امیدواری به رحمت خدا، حتی در قعر چاه و بدون هیچ ابزاری، منجر به موفقیت و خلاصی از مهلکه‏های مسیر زندگی است.

۵ – افراد تاثیرگذار همیشه و همه‏جا باعث رونق می‏شوند : همانطور که یوسف مخوفترین زندان آن زمان مصر را تبدیل به استراحتگاهی سرسبز کرده بود، همیشه افراد تاثیرگذار در صورتی که تاثیرگذاریشان مثبت باشد، مفید واقع می‏شوند. چرا ما تاثیرگذار نباشیم؟

۶ – ادب، پاکیزگی، تلاش و پشتکار، جوانی چوپان را تبدیل به فرد اول مملکت می‏کند : همانطور که یوسف با رعایت این سه مورد به این درجات عالی رسید و عزیز مردم شد. بعضی از افراد می‏گویند ما کجا و آن کجا؟ که این برداشت غلط است.

۷ – فروتنی و تواضع انسان را در میان مردم عزیز می‏کند، همانگونه که تکبر و خودبزرگ‏بینی انسان را خرد و حقیر می‏نماید: نمونۀ آن را نیز به شهود دیدیم و مانند آهنربا، یوسف مردم را به دور خود جمع می‏نمود.

۸ – نظام زورگویی هرگز پایدار نیست : دست اندرکاران معبد را که می‏شناسید؛ با این همه تدابیر و برنامه‏های ویژه باز هم از بین رفتند.

۹ – عشق حقیقی به این صورت بود : در مورد زلیخا و عشق او حتما مواردی دستگیرتان گردید و در بسیاری از موارد در صورتی که عشقی به صورت خالص و ناب مطرح گردد سرانجام به مراتب عالی می‏انجامد.

۱۰ – راهکار را به دشمن نیاموزیم : یعقوب با توجه به این قضیه که کاملا آگاه بود که بیابان های اطراف مملو از گرگ است، باز هم به برادران یوسف گفت می‏ترسم گرفتار گرگ شوید و یوسف را گرگ بدرد، لذا برادران هم از همین موقعیت سوء استفاده نموده و از همین راه نقشۀ خود را عملی ساختند.

۱۱ – احترام به بزرگتر: با اینکه برادران یوسف همیشه به وی بی‏احترامی نموده و او را مورد آزار و اذیت قرار می‏دادند، باز هم او با برادران در اوج احترام رفتار می‏نمود.

۱۲ – وقتی خدا بخواهد یک نفر را عزیز کند، اگر همه کائنات نخواهند، او باز هم عزت خواهد یافت : همانگونه که دیدیم یوسف همین ماجرا را تجربه نمود.

۱۳ – آنکه به ما ظلم نموده را علنا رسوا نکنیم : همانطور که یوسف پس از بیرون آمدن از زندان در جواب سوالاتی که از او درباره علت به زندان افتادنش پرسیدند گفت از زنان مصر بپرسید آنها بهتر می‏دانند، نباید آبروی مردم را برد هر چند با آبروی ما بازی کرده باشد.

۱۴ – اجازه گرفتن از والدین : در جریان بردن بنیامین به مصر، برادران یوسف با آنکه هر کدام دارای خانواده‏ای بوده و ریشی سفید کرده بودند باز هم از پدر جهت بردن بنیامین به مصر اجازه گرفتند.

۱۵ – همنشینی با انسانهای مثبت منجر به موفقیت و عاقبت بخیری می‏شود: اگر دقت کرده باشید همه کسانی که در زندان با یوسف دمخور بودند، عاقبت بخیر شدند حتی آن دو نفری که یکی اعدام شد و دیگری به کارش بازگشت.

۱۶ – انسان هرقدر هم که منفور باشد، با صبر و پشیمانی از اعمال گذشته محبوب می‏شود : در مورد زلیخا این امر مشهود بود.

۱۷ – عاقبت موفقیت هر جامعه، تعادل طبقاتی است: همانطور که یوسف چندین بار در سخنرانیهایش اعلام کرد که من روزی را می‏بینم که فقرا غنی شده و اغنیا تعدیل شده‏اند.

۱۸ – دلبستگی به غیر معبود، عامل استرس و نگرانی: اگر دقت کرده باشید، این قضیه بسیار مشهود بود. یوسف و یعقوب چندین بار توکل به خدا را فراموش کردند، مثلا یعقوب مجددا دلبستۀ بنیامین شد و توکل به خدا را فراموش نمود که یوسف برای اینکه این رفتار پدر را از بین ببرد بنیامین را نزد خود نگاه داشت.

۱۹ – انسان با امید زنده است: یعقوب اگر امید به یافتن یوسف نداشت، در همان سالهای ابتدای فراغ از بین می‏رفت اما اینطور نبود و همیشه منتظر بود.

۲۰ – انسان توانایی تغییردادن دنیا را دارد، چه رسد به خود و اطرافیان خود : همانطور که یوسف تاثیرگذارترین فرد در مصر بود که بر فرد اول مملکت بزرگ مصر تاثیرگذاشته و کاری کرده بود که همه مطیع وی باشند. تاثیرگذاری کاری آسان است اما راه دارد.



طبقه بندی: مطالب اموزنده-درسهای زندگی، 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
داستان بی حواسی من و پیشنهاد بی شرمانه به زن دوستم!

با سلام مجدد…

امروز می خوام یکی از سوتی های وحشتناکی رو که اخیرا” از خودم ساطع کردم براتون بیان کنم!

حدود 3-4 ماه قبل از ماه رمضون امسال بود که یه دوست خانوادگی جدید پیدا کردیم. یه خانواده 3 نفره بودند که اسم آقای خانواده حمید بود و اسم خانوم خانواده هم آناهیتا بود که یک کم چاق بود و یه دختر 3 ساله ناز هم داشتند که اسمش ملینا بود!

خانواده نسبتا” مذهبی بودند و به خصوص خانوم خانواده بسیار محجبه و متین بود. حمید آقا هم کلا” خیلی غیرتی و متعصب به نظر می اومد اما زیاد مذهبی نبود.

کلا” یکی دوبار همدیگر رو دیده بودیم و با هم پیک نیک رفته بودیم و زیاد با هم آشنایی عمیق نداشتیم.

یه بار توی ماه رمضون بعد از افطار ما رفته بودیم به یکی از مراکز خرید که از بد روزگار این خانواده رو اونجا دیدیم!!

ما ماشین همراهمون نبود و اینها به ما اصرار کردند که بیایید تا برسونیمتون.

خلاصه سوار ماشین شدیم و حمید اقا نشست پشت رل و مادرم و خواهر کوچولوم هم و زن دوستم نشستند عقب ماشین

یه 100 متری ماشین راه نیافتاده بود که دیدم صدای دختر اونها دراومد و شروع کرد نق زدن و از تنگی جا شکایت کردن.خواهر من و هم پیش مادرم به خواب رفته بود

نق زدن های دختر کوچولو به اوج رسید و من هم خواستم کار مفیدی کرده باشم و تصمیم گرفتم که دخترک رو بیارم پیش خودم.



با صدای بلند بهش گفتم: آناهیتا خوشگله، می آیی بغل من بشینی؟!!



یه دفعه دیدم برق سه فاز از سر حمید آقا پرید و پاش روی پدال گاز شل شد!!



من که هنوز هم متوجه سوتی عظیم خودم نشده بودم و باز گفتم: آناهیتای عزیزم، تپل مپلی! بیا رو پام بشین!



که دیدم مادرم داره پشت ماشین بال بال می زنه و ییهو بهم گفت: منظورت ملینا کوچولوست دیگه؟ نه؟



آقا ما دو زاریمون ییهو افتاد که وایییی من داشتم ناغافل زن طرف رو جلو روش به چه کارها دعوت می کردم!! (بیا رو پام بشین تپل مپلی و ….)


خلاصه نمی دونید با چه رویی معذرت خواهی کردم..

بیچاره حمید هم عصبانی بود هم خجالت کشیده بود و هم نمی دونست باید چیکار کنه..

آناهیتا خانوم هم رنگش شده بود عین لبو!!!

من هم که ….

www.parstalar.ir





طبقه بندی: مطالب اموزنده-درسهای زندگی، 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
سخنان بزرگان
1- كسانی خوشبخت هستند كه فكر و اندیشه شان بسوی چیزی غیر از خوشبختی خودشان است. (استوارت میل)

2- آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود كه همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌كینگ)

3- بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی كنی. (رودی)

4- قطعاً خاك و كود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاك است و نه كود (پونگ)

5- بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و درانسان چیزی بزرگتر از فكر او.. (همیلتون)

6- عمر آنقدر كوتاه است كه نمی‌ارزد آدم حقیر و كوچك بماند. (دیزرائیلی)

7- چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)

8- به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر كوچك بستگی دارد. (چاردینی)

9- آنكه خود را به امور كوچك سرگرم می‌كند چه بسا كه توانای كاهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوكو)

10- اگر طالب زندگی سالم و بالندگی‌رو می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسكات پك)

11- زندگی بسیار مسحور كننده است فقط باید با عینك مناسبی به آن نگریست. (دوما)

12- دوست داشتن انسان‌ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسكات پك)

13- عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. (اسكات پك)

14- ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پیموده‌ایم می‌توانیم هدایت كنیم. (اسكات پك)

15- جهان هر كس به اندازه ی وسعت فكر اوست. (محمد حجازی)

16- هنر كلید فهم زندگی است. (اسكار وایله)

17- تغییر دهنرگان اثر گذار در جهان كسانی هستند كه بر خلاف جریان شنا می‌كنند. (والترنیس)

18- اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت. (خلیل جبران)

19- روند رشد، پیچیده و پر زحمت است و در درازای عمر ادامه دارد. (اسكات پك)

20- در جستجوی نور باش، نور را می‌یابی. (آرنت)

21- برای آنكه كاری امكان‌پذیر گردد دیدگان دیگری لازم است، دیدگانی نو. (یونك)

22- شب آنگاه زیباست كه نور را باور داشته باشیم. (دوروستان)

23- آدمی ساخته‌ی افكار خویش است فردا همان خواهد شد كه امروز می‌اندیشیده است. (مترلینگ)

24- اگر دریچه های ادراك شسته بودند،انسان همه‌ چیز را همان گونه كه هست می‌دید:بی‌انتها. (بلیك)

25- برده یك ارباب دارد اما جاه‌طلب به تعداد افرادی كه به او كمك می‌كنند. (بردیر فرانسوی)

26- هیچ وقت به گمان اینكه وقت دارید ننشینید زیرا در عمل خواهید دید كه همیشه وقت كم و كوتاه است. (فرانكلین)

27- نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلكه فقط باید سعی كنی خسته آور نباشی. (هیلزهام)

28- هر قدر به طبیعت نزدیك شوی ، زندگانی شایسته تری را پیدا می‌كنی. (نیما یوشیج)

29- اگر زمانی دراز به اعماق نگاه كنی آنگاه اعماق هم به درون تو نظر می‌اندازند. (نیچه)

30- زیبائی در فرا رفتن از روزمره‌گی‌هاست. (ورنر هفته)

31- برای كسی كه شگفت‌زده‌ی خود نیست معجزه‌ای وجود ندارد. (اشنباخ)

32- تفكر در باب خوشبختی ، عشق ، آزادی ، عدالت ، خوبی و بدی، تفكر درباره‌ی پرسش‌هایی كه بنیاد هستی ما را دگرگون می‌كند. (ادگارمون)

33- «عقلانیت باز» آن عقلانیتی است كه فراموش نمی‌كند كه «یكی» در «چند» است و «چند» در «یكی». (ادگارمون)

34- آرامش،زن دل‌انگیزی است كه در نزدیكی دانایی منزل دارد. (اپیكارموس)

35- هیچ چیزدر زیر خورشید زیباتر از بودن در زیر خورشید نیست. (باخ‌من)

36- تنها آرامش و سكوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است. (داستایوفسكی)

37- با عشق،زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق.

38- علت هر شكستی،عمل كردن بدون فكر است. (الكس‌مكنزی)

39- من تنها یك چیز می‌دانم و آن اینكه هیچ نمی‌دانم. (سقراط)



طبقه بندی: مطالب اموزنده-درسهای زندگی، 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
:: رازهای بزرگ موفقیت::

محققان پس از چندین سال تحقیق و بررسی بر روی افرادی که با موفقیت توانسته اند وزن خود را کاهش دهند , شش راز بزرگ موفقیت این افراد را اعلام کردند . این بررسی بر روی افرادی انجام شد که توانسته اند حداقل ۳۳ کیلو گرم از وزن را برای حداقل پنج سال حفظ کنند. بر اساس این تحقیق , شش راز موفقیت عبارت اند از :
۱) فعالیت چسمی مداوم داشته باشید: مردان و زنانی که با موفقیت توانسته اند وزن خود را کاهش دهند , گفته اند که هیچ گاه فعالیت جسمی و ورزشی را ترک نکرده اند . این فعالیت های جسمی انواع مختلفی از پیاده روی و دوچرخه سواری ت وزنه برداری و فعالیت های هوازی را شامل می شوند.
۲) از خوردن وعده های غذایی پر کالری و پر چربی بپرهیزید: افرادی که با مو فقیت توانسته اند خود را از چاقی برهانند , به طور متوسط در شبانه روز ۱۳۸۱ مالری مصرف کرده اند که فقط ۲۴ درصد این وعده های غذایی ,چربی بوده است. این افراد در هفته به طور متوسط ۲/۵ وعده غذایی مصرف و به طور متوسط کمتر ازیکبار در هفته از غذاهای رستورانی که معمولا پر از روغن و چربی هستند استفاده می کرده اند.
۳)صبحانه از دست ندهید, بیش از سه چهارم افرادی که توانسته اند وزن خود را به مقدار قابل توجه کاهش دهند,گفته اند که هر روز صبحانه میل می کردند و فقط چهار درصد بوده اند که هیچ گاه صبحانه نخورده اند. یک صبحانه مناسب در دوره رژیم لاغری , میوه یا تغذیه های غله ای است. به گفته محققان خوردن صبحانه ساز و کار بدن را افزایش می دهد و باعث می شود که بدن در طول روز کالری بیشتری مصرف کند.
همچنین باعث می شود که فرد چاق در طول روز از خوردن غذای اضافی خودداری کند.
۴) هر روز خود را وزن کنید : چهار درصد افرادی که توانسته اند با موفقیت اضافه وزن خود را کاهش دهند هر روز خود را وزن می کرده اند.
همچنین ۳۱ درصد نیز یکبار در هفته وزن خود را می سنجیدند. به گفته محققان کنترل دایمی باعث افزایش انگیزهو امید شما به ادامه مبارزه خود با وزن اضافی بدنتان است.
۵) الگوی تغذیه خود را تغییر ندهید: اکثر افراد موفق در امر کاهش وزن , تا پایان دوره رژیم لاغری فقط از یک شیوه الگوی تغذیه استفاده می کنند و هیچ گاه آن را تغییر نمی دهند . محققان دریافته اند افرادی که به الگوی تغذیه و رژیم خود پایبندترند , اراده محکمتری نیز در کاهش وزن دارند.
۶) جلوی لغزش ها را بگیرید: هنگامی که در رژیم لاغری به سر می برید , به هر حال مواقعی پیش می آید که برخلاف رژیم و الگوی تغذیه ای خود اقدام به خوردن غذاهای پر کالری و پر چربی می کنید. تا انجا که می توانید جلوی این گونه مواقع را بگیرید , چرا که بر اساس بررسی های محققان فقط ده درصد این گونه افراد توانسته اندبا موفقیت وزن خود را کاهش دهند.

 

 



طبقه بندی: مطالب اموزنده-درسهای زندگی، 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
چگونه خانمها برای رابطه جنسی با همسر پیش قدم شوند

چگونه آغاز گر رابطه جنسی باشیم؟

خانمها: چطور برای رابطه جنسی با همسرتان پیش قدم شوید: مقدمه

اکثر مردها دوست دارند بدانند که جذاب و خواستنی هستند و برداشتن قدم اول برای سکس با آنها این اطمینان را به آنها می دهد. متاسفانه، اینکار برای خیلی از خانم ها سخت است. می توانید با دنبال کردن مراحلی که در این مقاله برایتان عنوان می کنیم، اولین قدم ها برای سکس با همسرتان را بردارید.

دستورالعمل

قدم اول: تمایلات جنسی خود را بپذیرید. برای خانمها طبیعی است که به اندازه مردها از سکس لذت ببرند. خودتان را یک موجود جنسی بدانید و برحسب احساساتتان عمل کنید. حداقل نصف زمانهایی که حس و میل به سکس داشتید، خودتان برای برقراری رابطه با همسرتان پا پیش بگذارید.

قدم دوم: نترسید. مردها و زنها به یک اندازه از طرد شدن واهمه دارند. مردها بدشان نمی آید که هر از گاهی برای اینکارها همسرشان از آنها درخواست کند و مطمئن باشید که مقاومتی نخواهند کرد. آرامش خاطر داشته باشید و اعتماد به نفستان را از دست ندهید.

قدم سوم: ساده بگیرید. برای شروع رابطه لازم نیست حتماً تلویزیون را روی کانال های سکسی ببرید. مطمئن کنید برای مردتان، یک نگاه خیره و یک بوسه دلچسب بیشتر عمل می کند؛ مخصوصاً اگر به ندرت برای سکس پا پیش می گذارید.

قدم چهارم: با جریان پیش روید. فقط به خاطر اینکه شما پا پیش گذاشته اید به این معنی نیست که خودتان باید کل رابطه را در دست گیرید. اولین حرکت با شما بوده تا مردتان بداند که به سکس علاقمد هستید. بعد دیگر باید بگذارید که طبیعت کار خود را بکند.

قدم پنجم: از این مهارت جدید لذت ببرید. اگر هر از گاهی برای سکس با همسرتان پا پیش بگذارید، رفته رفته اعتماد به نفس جنسی شما افزایش می یابد و بارقه ای نو به زندگیتان می دهد.

نکات:

یک رمز، یک حرکت یا اشاره خاص، یک آهنگ خاص یا یک تکه لباس را بعنوان نشانه خود به او منتقل کنید.

آقایون: چطور برای رابطه جنسی با همسرتان پیش قدم شوید:

مقدمه

دیدگاه مردها و زنها به سکس کاملاً متفاوت است. مردها دوست دارند خیلی سریع کار را شروع کنند اما خانم ها به ناز و نوازش بیشتری نیاز دارند. اگر سعی دارید با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید، باید کم کم توجه او را جلب کنید. به هیچ عنوان مستقیماً سر حرکت اصلی نروید و بیشتر به ناز و نوازش او بپردازید. مطمئن باشید که ارزشش را خواهد داشت.

دستورالعمل

قدم اول: زمانی را انتخاب کنید که با همسرتان تنها هستید. یک شام رمانتیک یا حتی یک شام معمولی و چند ساعتی زمان فراغت در کنار همدیگر.

قدم دوم: تلویزیون را خاموش کنید. شاید مردها بتوانند حتی باوجود سر و صدای تلویزیون هم تحریک شوند اما برای خانم ها مقدور نیست.

قدم سوم: با او حرف بزنید. قبل از شروع کار، کمی با او صحبت کنید.

قدم چهارم: موها یا گونه هایش را نوازش کنید. سریع به سراغ اعضای جنسی وی نروید. او را آرام و طولانی ببوسید. دستتان را پشتش یا روی شانه هایش قرار دهید، نه جای دیگر.

قدم پنجم: در گوشش جمله های عاشقانه زمزمه کنید، اینکه چقدر عطرش خوشبوست یا مزه لبانش خوشمزه است!

قدم ششم: کم کم نوازش های جنسی را شروع کنید. دقت کنید که “کم کم”. یکدفعه بلوزش را از تنش درنیاورید.

قدم هفتم: از او بپرسید که می خواهید با هم به طبقه بالا/داخل اتاق/حمام/ یاهر جای دیگر بروید. این احتمال وجود دارد که اگر تا حالا کارتان را درست انجام داده باشید و عجله نکرده باشید، به شما پاسخ مثبت بدهد.

نکات:

غافلگیرانه به او گل هدیه کنید. خانم ها انتظار دارند که روز تولدشان یا سالگرد دوستی/ازدواج به آنها گل بدهید اما وقتی یک عصر زیبای تابستانی شاخه گلی گرفته و سر کار دنبالشان بروید، مطمئن باشید که همیشه در قلب او خواهید ماند.

طبقه بندی: مطالب اموزنده-درسهای زندگی، 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 12 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
درسهایی از اوشو

زمانی كه تسلیم باشی؛ تمام هستی از تو حمایت میكند.هیچ چیز با تو مخالف نخواهد بود. زیرا تو با هیچ چیز مخالف نیستی.

خودت را بپذیر؛ هر چه كه هستی. حتی اگر نقصی هم داری آن را بپذیر. تنها آن هنگام قادری دست از جنگ با خودت برداری و آسوده باشی.

زندگی یعنی آموختن صلح. صلح با دیگران نه، با خودت.

عشق یك تجربه هست ولی زبان بسیار مكار است. پس مراقب زبانت باش.

سكوت را بر خودت تحمیل نكن. هیچ چیز را بر خودت تحمیل نكن. شادی كن؛ آواز بخوان. بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات كوچكی از سكوت و آرامش واردت میشود.

توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگترین هنر جهان است.

اگر بتوانی دیگری را همانطور كه هست؛ بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است.

وقتی با عشق به دیگری بنگری؛ او والا میگردد و منحصر به فرد.

هر گاه عاشق باشی احساس عجز كامل میكنی. درد عشق هم همین است. زیرا تو میخواهی هر كاری را برای معشوقت انجام دهی اما میفهمی كه كاری از دستت بر نمی آید. اما عشق یعنی همین كه تمام فكرت؛ خدمت به دیگری باشد حتی اگر از عهده ات بر نیاید.

تو نمیتوانی انسانی را تصاحب كنی. زیرا او یك شخص است. تصاحب فقط با اشیاء ممكن است. اگر هنوز به دنبال تصاحبی؛ عشق تو شهوت است.

اگر نتوانی با معشوقت ساكت بمانی؛ بدان كه هنوز عاشق نشده ای.

تنها راه كسب عشق؛ از طریق همین عشق میسر میشود. هر چه بیشتر ایثار كنی؛ بیشتر میگیری.

والاترین انسان كسی هست كه با عزمی شكست ناپذیر؛ انتخاب كند.

هر موجودی؛ یك سرود الهی است. بی همتا؛ منحصر به فرد؛ تكرار نشدنی و غیر قابل مقایسه.

اگر بتوانی تماماً و یك دل عشق بورزی؛ از عمق دلت؛ زندگی تو سرشار از شادی و احساس میشود. نه تنها برای خودت بلكه برای دیگران هم. اصلاً تو برای دنیا بركت و نشاط خواهی شد.

اگر عشقی احساس نمیكنی؛ تظاهر نكن. سعی نكن نمایش بدهی كه عاشقی. حتی اگر خشمگینی بگو كه خشمگین هستی و باش. ولی حقیقی باش.

زندگی یك مسابقه و رقابت نیست .پس دلیلی هم برای مقایسه خودت با دیگران وجود ندارد.

هیچكس نمیتواند تو را تغییر دهد. تنها خودت قادر به تغییر خودت هستی.

اصیل بودن و واقعی بودن نهایت زیبایی است.

اصیل بودن یعنی واقعی بودن. خنده هایت، گریه هایت، نفرتت و عشقت و همه زندگیت باید واقعی باشد تا اصیل باشی.

آنان كه طمع كارند؛ برای پر كردن احساس تهی بودنشان بارها و وزنه ها را با خود حمل میكنند.

 



طبقه بندی: مطالب اموزنده-درسهای زندگی، 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 فروردین 1388 توسط علیرضا | نظرات ()
موضوعات
پيوندهاي روزانه
مطالب اخير
آرشيو مطالب
نويسندگان
نظر سنجي
آمار سايت

-------------




power by irancrack

-------------- -------------
----------------
----------------

پی سی برد منبع
>كدهای جاوا
>كدهای موزیك
>قالب وبلاگ
>دانلود نرم افزار

--------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------- ----------------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------------- ------------------------------ ----------------------------- ---------------------------- free counters --------------------------- ---------------------------------------------